۱۰ اوت ۲۰۰۹
برای تو که می شناسمت
که می توانی با دست هایت شکل های منشوری بسازی که من با آن لگوها برایت مرد زندگی بسازم. به تو که سفر هامان از هم به هم و از خود به خود ، با هم و بی خودمان کرده. برای تو که با ترانه هایت لب به لب می دوزی و فردا به فردا. به تو که بی قراری های شبم را به سحر می دوزی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
2 دیگران:
حال و روز هیچکداممان خوش نیست
تلاشهای آرش برای نابودی وبگاهت کم نبود ، جمهوری ِ اسلامی هم اضافه شد ...
فیلتر شدنت مبارک.
ارسال يک نظر