skip to main
|
skip to sidebar
نوشته های پراکنده ی آرین ریس باف
۲۳ نوامبر ۲۰۰۸
ترسیده بودم انگار. پالتو پوشی روی پوشیده چند ماهی میهمان خواب هایم شده بود. بیدار شدم. دار پوسیده ای در برابرم. ماندم. بی داری را در خواب پی بگیرم یا بر دار شوم در بیداری.
December 2008
October 2008
صفحه اصلی
اشتراک در:
پیامها (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2009
(8)
◄
August
(3)
فیلتر شده ای ای دل! سودات مبارک باد از جاه و مکان ...
برای تو که می شناسمت
یک بار، امروز صبح، آخرای صبحانه، در طرح واره ای که...
◄
July
(5)
برای امیر جوادی فر
مسابقه ی جایزه دار
تویی که سرزمین ات این جا نیست
به مناسبت بازگشت قریب الوقوع گشت های ارشاد به خیاب...
کسی با من بگوید از پایان این کابوس... از کوچه های...
▼
2008
(5)
◄
December
(2)
چار سوی کوچ
می روم در تراس. فاصله را می سنجم. چیزی حدود هشتاد ...
▼
November
(1)
ترسیده بودم انگار. پالتو پوشی روی پوشیده چند ماهی ...
◄
October
(2)
خاك طلا، زير تيغ اسپلايسر!
قرار بود آرش تنظیمات وبلاگم را درست کند. به جای ای...